![]() |
![]() |
|
|
نمیدونم چرا با هیچ اتفاق هنری در ایران درست برخورد نمیشه.جاهایی که باید یه عده سر سختانه وارد متن بشن و انتقاد کنن خاموشن و مثلاً یه آدمی مثل شاهکار بینش پژوه انقدر مهم میشه که میتونه واسه هر آلبومی که ترانه میگه 10 تا 15 میلیون تومن دستمزد بگیره.چرا؟ اگر بحث اینه که مثلاً این آدم آرتیست محسوب نمیشه پس چرا انقدر مهم شده داره واسه ابی ترانه میگه تو خود ایرانم که با پاپ خونهای درست و حسابی هم کار کرده(چه خوشمون بیاد چه نیاد عصار مطرحه، انقدری که شهرداد روحانی باهاش کار کنه!) اینا کار خودشونو میکنن هیچ کس هم هیچ حرفی نمیزنه اما یه هو محسن نامجو میشه سمبل ابتزال!! قبل از اینکه وارد این بحث بشم بگم اگه قرار به سلیقه و درک و این چیزا باشه موسیقی که در حال حاضر اوج لذتِ واسه من،یه اجرای زنده چارلی پارکر و چت بیکر در سال 1952 تو یه رستوران که واقعاً خارق العاده است.این از این.خز روشن فکری رو در آوردم!گذشته از شوخی من خیلی موسیقی تلفیقی و مشتقاتش رو دوست ندارم یعنی سلیقهام نیست. و همینطور الارغم اینکه محسن نامجو دوستمه من ترجیح میدم اگر از موسیقی خودمون توی مطبوعات مینویسم راجع به یه پدیدهای مثل ماهان میر عرب بنویسم(راستی به زودی کنسرت دارن از دست ندید).خدا رو شکر تربیت موسیقایی ماهان در یه عوالم دیگهای بوده و به نظر درست هم میآد.ماهان بی چک و چونه خوبه. پس اگه میگم محسن نامجو منظورم محسن نامجو با مخلفاتشه از جمله : یک کشور جهان سومی که از بد روزگار تو خاورمیانه هم هست، موسیقی سنتییی که توش آدمی که تو سوربون دکترای موسیقی گرفته میاد سر کلاس میگه خوب حالا نت ها رو بی خیال چیزی رو که من میزنم بزنید(خوار فلان از کجا؟) و اینکه محسن تو همین فضا آموزش دیده و بزرگ شده اصلاً بچه گیش رو تو این فضا گذرونده ... و مهمترین چاشنی،ژن ت..خ..م..ی ایرانی بودن.میشه فضای ت...خ...م...ی مطبوعات که روشنفکرترینش 10 تا دونه آدم با سواد نداره رو هم اضافه کرد....وقتی محسن رو توی این مختصات میبینم دلم نمیآد بگم که چرا انقدر آماتور بازی در میآری.کدوم حرفهای ؟لطفی که هنوز ادعای چپ بودن و به فکر قشر پایین بودنش .... خر رو جر میده اما بلیط کنسرتش فلان قدره!مکتب را انداخته که باید کفشت رو در بیاری بری توش.آخه مادری میخوای متد میرزا عبدالله رو درس بدی چه ربطی به کفشو فرشو این چیزا داره؟! آره اینا دلیل نمیشه، اصلاً دلیل نمیشه اما میخوام بگم فضا اینه.این تا اینجاش.این حرفا هم دلیل نمیشه که انتقاد نکرد منظور من هم این نبود. دولت آبادی تو کافه ثالث بوده موسیقی نامجو هم داشته پخش میشده یه هو قاطی میکنه که این صدای ناهنجار چیه قطع ش کنید چرا حافظ رو اینطوری میخونه و ..... اینم از روشنفکر این مملکت که الان یکی از خفنترین نویسندههای زنده این کشوره... از اونور توکا نیستانی کاریکاتوریست معترض یه اظهار نظری کرده و تویه بخشی از حرفاش گیر داده به ترانه(منظور من از ترانه لیریکی که تو قطعه موسیقی خونده میشه) ویه چیزی شبیه این گفته که دوربین فلان از آن من دوربین کنون از آن تو اینم شد ترانه.... آخه هنرمند برجسته و معترض این چه نوع انتقادیه منم الان میگم یه مرد جوونی روح ننهاش میاد بهش میگه زن عموت منو کشت مخ باباتو زد و .... پس هملت چیز جفنگیه! اون فرمان فتحعلیان تو 40چراغ نوشته این آقا(نامجو) صداش خیلی بده این حرف من نیست همه میگن...این نوع برخور یه موزیسینی با ادعاهای آقای فتحعلیانه....عارف پست مدرن موسیقی ایران.... اقای اشراقی تو اولین رویداد اعتماد بعد از عید نوشته بود خوانندهای که دو اکتاو تحریر میزنه با زور (و نمیدونم چه دری وری) میشه 3 اکتاو... واقعاً توی موسیقی محسن چیز مهم و قابل توجه اینکه میتونه 3 اکتاو بخونه یا نه!!! امید روحانی نوشته بود این تام ویتزِ و از این جور حرفا یه جای مقالهاش هم راجع به اون آلبوم دماوند و گیس که اجرای اتود چندتا قطعه است گفته بود نکته جالب ضبط به عمد بد این قطعههاست که اون ها رو به آثار کسای مثل سانی تری و ....نزدیک میکنه من یه آلبوم سانی تری دارم و دوست داشتم یه ایشون بگم ضبط این کار نسبت به زمان خودش خیلی هم خفنه...بعدشم آخه چرا باید ضبط بد یه کار مباهات داشته باشه؟؟؟اگه ضبط کارای وودی گاتری به نظر تو بد میاد و میخوای به زور بگی به عمد بد بوده آدم حسابی ضبط تو دهه 30 و 40 خیلی متفاوت از امروز بوده امکانات پیشرفت کرده حسن! اون یکی میگه کارهای نامجو ملودی نداره.به قول پوریا تو بیا در این نوع موسیقی از ملودی خوب واسه من تعریف ارائه بده تا من هم بفهمم حرفت چیه(این یکی رو واقعاً میخوام بفهمم.) البته خیلی چیزا درسته مثل اینکه ضبط زپرتی این کارا و پخششون خیلی کار غیر حرفهای بود و مثل این که محسن 1ساله بیش از اون که در گیر موسیقی باشه درگیر حاشیه است و... نمیدونم احساس میکنم بر خورد ما با یک پدیده فرهنگی خیلی بی فرهنگ بوده احساس میکنم ما اصلاً راجع به موسیقی محسن حرفی نزدیم و انگار دوست هم نداشتیم که پیشرفت کنه حتی من شنیدم که خیلی گروههای زیزمینی خودمون با محسن شدیداً مشکل دارن احساس میکنم این از فرهنگ فوتبال و کشتی اومده تو هنر که ما نتونیم به خاطر آرزوهای بزرگتر دلمشغولیهای کوچیکمون رو فراموش کنیم.من حتی معتقدم با این پیش فرض که کارهای محسن خوب نیستند و صرفاً از گونه موسیقی که ما دوست داریم بیرون اومده باید دلیل کافی واسه ما باشه که پشتش وایسیم چون مخاطب زیادی جلب کرده و ضمناً بابا دیگه از خیلی دری وریهایی که مردم گوش میدن بهتره.این در دونترین حالتشه که من اصلاً اینطور فکر نمیکنم. من یه سری از دوستام رو دعوت کردم کنسرت آبرنگ با خیلی ذوق و شوق.مخاطبهای خیلی حرفهای هم هستند حداقل گوششون از من تربیت شده تره .به لحاظ تکنیکی کف کرده بودند اما به لحاظ حسی ارتباط برقرار نکرده بودن.اول برای من عجیب بود که feeling این اجرا خیلی خوب بود که و...اما جواب خیلی ساده است گوششون به این نوع موسیقی عادت نداشت درست که مخاطب حرفهای بودن اما یه سری شون سنتی گوش کن بودن چندتاشون هم خیلی زیاد و حرفهای راک گوش کرده بودن.این نکته واسه این دوستان موضوع سلیقه است شاید هیچ وقت به این نتیجه نرسن که جز گوش بدن.چون نوعی موسیقی که آدم گوش میده که فضیلتی محسوب نمیشه. اما من فکر میکنم اگه یه مخاطب پایینتر از ما محسن نامجو گوش بده امکان داره یه قدم دوسانتی واسه درکش از موسیقی برداشته بشه وبعد از این شاید بشه براش از چندتا گروه موسیقی جدی کار گذاشت.(هرچند موسیقی محسن یه جاهایی واقعاً جدی و قابل دفاعِه بطور کلی محسن یه مقدمه خیلی خوبه )
علیرضا عشقی یه بار حرف خوبی زد گفت یه چیزی که تو موسیقی راک و بلوز و...برای من جالبه فرندشیپی (friendsheep) که بین شون هست. یه بار یه اجرایی میدیدم که اسمش یادم نیست از برنامههای باب گلدف هم نبود واسه اجرای یه قطعه اریک کلپتون هم مارک نافلر رو سن بود هم استینگ هم فیل کالینز که اونا یا ساز ریتم میزدن یا بک وکال بودن احساس خیلی خوش آیندی به آدم میده رابطه این آدما.یا اجرایی که اون همه هنرمند بزرگ در احترام به باب دیلن اومدن و قطعه هاش رو توی The 30th Anniversary Concert Celebration باز خوانی کردند.تازه اونا دولتی هم ندارند که خوار و مادر موسیقی رو تو 30 ساله گذشته یکی کرده باشه.ما وظیفهمون سنگین تره ما نیاز به دوستی بیشتری داریم.ما منظورم من به عنوان یه مخاطب و آدهای بزرگتر به تناسب جایگاهشون. |
|
+ نوشته شده در
86/04/25ساعت 13:24 توسط امیر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
زنی به طعم خاک آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
نوشته های رضا صفوی نیک نوشته های علی قلی پور مهسا نيكدل مکیلانی(نوشته هایی درباره موسیقی) میثم قاسمی آکو سالمی(وبلاگ عکاسی) تایماز |
|
RSS
|